هستی که بود شد !!!

دنیای غریبی ست

حالم خوب است و ملالی نیست جز دوری شما!

به گذشته ام که فکر میکنم دلم میگیرد و بغض می کنم، چی می خواستم و چی شد ...

هستم هستم؛ گفتنم ، بود شد !

عاشقم ، عاشق بودم!

خوشحالم، خوشحال بودم!

دوست دارم ، دوست داشتم!

و ...

تمام شد

تنها گلایه ام از آن بالا سریت!

می گویند چون دوستم دارد این همه بلا را برسرم آوار کرده!

شنیدید که میگن بعد از هر سر بالایی، سر پایینی وجود داره؟

از خدا که پنهون نیست از شما چه پنهان، این سر بالایی که من دارم طی میکنم، اونقدر شیبش تنده که میترسم به سرپایینی تند که پیشکش؛ اصلا به وسطهای سربالاییش هم نرسم !!!

بریده ام

از خودم

از همه ...

" کوتاه میکنم این عبث را

که ادامه ی آن ملال انگیز است !

چون بحثی ابلهانه بر سر هیچ و پوچ . . .

کوتاه میکنم این سرگذشت سمج را

که در آن هر شبی در مقایسه چون لجنی ست که در مردابی ته نشین شود !!! "

 

-------------------------------------------------------------------------------------

پ ن : شرکوبیکس، شاعر بلند آوازه کورد زبان؛ متأسفانه در بستر بیماریه

براش دعا کنید

/ 0 نظر / 17 بازدید