فرغون

دل خور نشو

حرفی برای گفتن نداشتم که ننوشتم و سکوت کردم

اما

از کنارم که رد شدید، گوشهایتان را بگیرید چرا که سکوتم گوش کر می کند

لال میمانی و مجبور می شوی فش دهی و گریه کنی!

به بدبیاری عادت کرده ام

"چقدر دلم کسی را نمی خواهد امشب"

مثل فرغونی شده ام که تنها یک چرخ دارد

اما از شانس بد من آن یک چرخ هم ریز پنچری داشت و ترکید

حال، رینگ می سایم بر جاده های بی وفایی ، حماقت و نامردی

از وقتی که سگ گله را با گرگ دیدم، از وفا می ترسم!

هوای بارانی این روزها هم که یادآور خاطره شده اما

"از این پس تنها ادامه می دهم

در زیر باران!

حتی به درخواست چتر هم جواب رد می دهم . . .

می خواهم تنهاییم را به رخ این هوای دونفره بکشم !

باران نبار

من نه چتر دارم نه یار !"

/ 0 نظر / 14 بازدید